شنبه, ۲۹ دی , ۱۳۹۷ - 2019 January 19
كدخبر: 853 تاريخ : ۲۱ مهر ۱۳۹۲ - ۱۱:۱۴ بازديد: 88 بازدید نسخه چاپي ارسال به دوستان

نقش طبیعت در هویت قومی

در فرهنگ بختیاری کبک نماد یک پرنده آزاد است .چون خود مردم بختیاری است که وقتی زمان کوچ فرا می رسد بار خود را برای سفر می بندد.کبک نماد یک آرمان است.آرمانی که نماد هویت قومی یک قوم در آن تبلور پیدا می کند. همین است که انسان کوچ نشین هویت وقدرت خود را در مواجه با سختی هایی می بیند که در طبیعت موجود است.خرس نماد یک موجود قدرتمند سرکش اما در عین حال اصیل و باهویت است.کبک نیز در این هویت شریک است هویتی که برای آزادی خود سریع می خرامد و در میان صحرا گم می شود.کبک هر چند در میان مردم پرنده ای خوش صداست اما در عین حال دست نیافتنی است.اما آزاد است.و برای آزادیش می خواند. همینست که وقتی کبک را اسیر می کنند آنقدر خودش را به دیوار قفس می کوبد تا بمیرد.چون آزادیش را با هیچ زندانی نمی توان گرفت.

سالها از زمانی می گذرد که صدای کبک گوش نواز آهنگ کاروانهایی بود که کوچ ایلاقی و قشلاقی خود را از میان کوهها و دشتهایی که مامن اصلی این آزاده طبیعت بود می گذراندند و با صدایش خو گرفته بودند.اما حالا سالهاست از آن ماجرا می گذرد هر چند در باور مردم بختیاری کبک نیز مانند خرس در این داستان مهجور مانده است اما هویت خود را فراموش نکرده است.اما چیزی که متاسفانه در حال فراموشی است نشان هویتی این موجودات در خاطره یک قوم است.

شکار بی رویه و نا به جای کبک ها در سرزمین بختیاری  و همچنین برداشت غیر اصولی تخم این پرندگان در طبیعت بکر سرزمین بختیاری رفته رفته صدای این موجود اصیل را به سوی خاموشی کشانیده است.

بی گمان فراموش کردن نقش شکار در باور شکارچی نماهایی که خود را متاسفانه طرفدار طبیعت نیز می دانند این روند را ادامه دار کرده است.کبک زمانی در سرزمین بختیاری شکار تصور می شد که مردم این سرزمین در برهه هایی از زمان گرفتار تنگناهای اقتصادی و قحطی های مقطعی می شدند و همین امر نیز آنها را به ناچار برای زنده ماندن به شکار موجودات می کشاند.چه بسا کم پیش می آمده است که در صورت وفور نعمت و وجود دام  این امر اتفاق می افتاد.و شکارچی که در واقع همان رعیت بود برای نیاز خود دست به این امر می زد.

اما در این برهه زمانی متاسفانه خوشگزرانی های موردی و تلاش در جهت خود نشان دادن های بی دلیل و عدم شناخت هویت قومی افراد را به سمت شکار بی رویه ای کشانیده است که جز کم شدن تعداد این پرنده زیبا متاسفانه می رود هویت تاریخی آن را نیز به فراموشی بسپارد.

یادمان باشد خرس در فرهنگ بختیاری موجودی فراموش ناشدنی است که اگر چه امروز نام و نشانی از آن دیده نمی شود اما هویت تاریخی آن غیر قابل فراموشی است.خرس از سرزمین بختیاری سالهاست به کوه های سر به فلک کشیده پناه برده است.و سالهاست کسی دیگر ماجرای جنگ تن به تن مردهان بختیاری با خرس ها را نمی شنود.زمانی که یا خرس از جنگیدن خسته می شد و یا شکارچی از شکارش و این دو هم را راه می کردند.اما امروز گلوله های سربی شکارچیان غیر مجاز و مجاز سینه های این موجودات را می درد. و آرام آرام تمامی آن داستان ها را به فراموشی می سپارد.

کبک های سرزمین بختیاری دیگر نمی خوانند.و کسی دیگر برای خواندنشان آواز سر نمی دهد.یادمان باشد هویت یک قوم تنها ابزار و وسایل و لباس نیست.هویت یک قوم به آداب و سننش خلاصه نمی شود.یک بخش بزرگ از هویت قومی دیدگاه نگاه به طبیعت است.

نگاه به طبیعت از میان فرهنگ قومی مردم شکل می گیرد.همین است که قوم بختیاری به درخت ارج می نهند و انداختن آن را جایز نمی داند.همین است که فرو افتاد کنار را گناهی بزرگ می شمارد و مصوبین آن را دچار قهر و نفرین می داند.همین است که آب نماد پاکی و روشنی است و ارزش آب برای بختیاری همچون ارزش دیگر عناصر زندگی مهم است.

طبیعت در باور قومی بختیاری عنصر غیر قابل جدا شدن از ساختار زندگی است.آتش نماد پاکی است که از دوران گذشته به یادگار مانده است.نماد همان اصالت قومی است.نماد جمع شدن های مردم در شب های سرد در کنار هم است.و داستان آتش داستان همین قوم است.قومی که از طبیعت اساطیری خود دور مانده است.

هنوز میان تفکرات امروزی همین مردمان نیز می توان نام و نشان های زاده شدن در طبیعت را دید.کشتن در باور بختیاری بدون دلیل از بین بردن و ضایع کردن حق آزادی موجودات خداست.و به شدت نقد پذیر است.کسی بدون دلیل شکار نمی کرده است.

خروش رودهای سرزمین بختیاری خروش و خشم طبیعت بود که هر ساله در میانه ی کوچ احشام و انسانها را در بدترین شرایط گرفتار می کرد. و همین هم بود که بسیاری از مردمان بختیاری خروش این رودها را به خروش سرزمین بختیاری می دیدند.و خشم طبیعت را قهر خدا برایشان می خواندند.

اما در هر حال فرهنگ طبیعت ریشه در این قوم داشته و دارد.ریشه ای در باورهای اعتقادی مردمانی که  اگر چه امروز سالهاست گرفتار یکجا نشینی شده اند. اما میراث هزاران ساله خود را هیچ گاه کنار نگذاشته اند.

اگر امروز کسی دست به تفنگ کبک های باقی مانده این سرزمین را زمین گیر کند میراثی را پایمال کرده که چه بسا هیچ گاه جبران نخواهد شد.

آری نگاه به طبیعت  یکی از جنبه های اصلی فرهنگ و هویت قومی است و پاسداری از این ارزش متاسفانه در نسل های پیش رو میرود که به فراموشی سپرده شود.هویت یک قوم میراث گذشتگان است که اگر امروز آن را پاسداری نکنیم چیزی برای آیندگان باقی نخواهیم گذاشت.

حسین سریع کار

print
در زمينه‌ي انتشار نظرات مخاطبان رعايت چند مورد ضروري است:
  • لطفاً نظرات خود را با حروف فارسي تايپ کنيد.
  • «مسجدسلیمان آنلاین» مجاز به ويرايش ادبي نظرات مخاطبان است.
  • مسجدسلیمان آنلاین از انتشار نظراتي که حاوي مطالب کذب، توهين يا بي‌احترامي به اشخاص، قوميت‌ها، عقايد ديگران، موارد مغاير با قوانين کشور و آموزه‌هاي دين مبين اسلام باشد معذور است.
  • نظرات پس از تأييد مدير بخش مربوطه منتشر مي‌شود.

یک پاسخ به نقش طبیعت در هویت قومی

  1. کوهیار فرزند ایران می‌گوید:

    آفرین لذت بردم ، ماشا… به این هنر و طبع بلند جناب سریع کار دوست داشتنی و با فرهنگ