کد خبر : 450
تاریخ انتشار : جمعه ۳۱ خرداد ۱۳۹۲ - ۱۹:۱۶

آسیب شناسی یک پیروزی!

آسیب شناسی یک پیروزی!

فرشید خدادادیان؛ ما؛معمولاً در شکست ها و ناکامی ها بدنبال بررسی علل و دلایل شکست و ناکامی بوده و به آسیب شناسی رفتار خود می پردازیم.اما تجربیات تاریخی دو دهه اخیر این نگرانی را بوجود می آورد که در پیروزی دموکراتیک مردم ایران در تحقق خواسته های مدنی خود که در قالب انتخابات ریاست جمهوری

فرشید خدادادیان؛
ما؛معمولاً در شکست ها و ناکامی ها بدنبال بررسی علل و دلایل شکست و ناکامی بوده و به آسیب شناسی رفتار خود می پردازیم.اما تجربیات تاریخی دو دهه اخیر این نگرانی را بوجود می آورد که در پیروزی دموکراتیک مردم ایران در تحقق خواسته های مدنی خود که در قالب انتخابات ریاست جمهوری متبلور شد نیز مراقب باشیم و با مطالعه ای بین رشته ای پیرامون این موضوع،ضمن بررسی دلایل سیاسی پیروزی جریان تحول خواه،با مراجعه به حافظه تاریخی کوتاه مدت خویش،و نظریات مطرح در حوزه اصلاح گری سیاسی،در حد توان از بروز و ظهور مشکلاتی مشابه آنچه منجر به شکست جریان اصلاحات در سال ۱۳۸۴ گردید،جلوگیری نماییم.
در این مسیر،نقد نظریه بیش از پیش اهمیت پیدا می کند.زیرا به تعبیر کارل پوپر؛”از رهگذر نقد کردن نظریات خود می توانیم کاری کنیم که نظریه ها فدای ما شوند و به عوض ما از بین بروند.می توانیم آزمونها و فرضیه های موقت خود را از طریق بحث عقلانی به نحو نقادانه حذف کنیم،بی آنکه خود را حذف نماییم.اگر روش بحث عقلانی نقادانه تثبیت شود،این امر کاربرد خشونت را از بین می برد.زیرا خرد نقاد تنها بدیلی است که تا کنون برای خشونت یافته شده است”(۱)
گو اینکه برخاستن ققنوس وار نظریه اصلاح گری پس از فترتی هشت ساله از لایه های جامعه به سطح،خود مبین ماندگاری و کاربردی بودن منش اصلاح گری است،اما هزینه هایی که پس از سال ۱۳۸۴ بر جامعه وارد گردید،تاکیدی بر لزوم نقد نظریات پیشین در کنش سیاسی این جریان است.
دلایل سیاسی پیروزی جریان تحول خواه
فارغ از اتفاقاتی که در ابتدای ثبت نام کاندیداهای ریاست جمهوری و پس از اعلام تایید صلاحیت ها پیش آمد،حضور و تاثیر آیت الله هاشمی رفسنجانی و دکتر محمد خاتمی و شاید مهمتر از آن قبول کناره گیری از عرصه انتخابات توسط دکتر عارف،از مهمترین دلایل پیروزی سیاسی جریان تحول خواه تدبیر و امید بود.
رسیدن به کاندیدای واحد،کلید پیروزی جریان اصلاح طلبی بود که این بار در کسوت تحول خواهی،فردای بهتر ایران را جستجو می کنند و اقبال مردمی به این جریان نیز نشان داد که افکار عمومی نیز بدنبال تغییر و تحول هستند.
این موضوع در عین حال تاییدی بر تحلیل درست اصلاح طلبان برای کسب پیروزی بود.زیرا تجربه تاریخی سال ۸۴ موید این نکته بود که فارغ از اینکه مردم در سال ۸۴ هنوز به اصلاح طلبان تمایلی داشته اند یا خیر،تفرقه در میان ایشان نیز در عدم استمرار دولت اصلاحات موثر بود.
تجربه شکست اصلاح طلبان در انتخابات ریاست جمهوری سال۸۴ بدلیل عدم رسیدن به کاندیدای واحد،مسند دولت را برای مدت هشت سال به اصولگرایان بخشید.گو اینکه محمود احمدی نژاد،این روزها”مرد تنهای شب”اصولگرایی است،اما کیست که بسیج اعوان و انصار اصولگرایان را در حمایت از وی فراموش کرده باشد؟!کیست که سرمقاله های کیهان و گفته های خطیبان نماز جمعه را در حمایت از دولت مهر ورزی از خاطر برده باشد؟
موضوع لزوم اتحاد نیروهای اصلاح طلب و تحول خواه در تفکر رهبران این جریان سیاسی نیز اولویت داشت.سید محمد خاتمی،در بیست و یکم خردادماه و تنها سه روز پیش از روز رای گیری با انتشار پیام ویدیویی،حمایت قاطع خود را از دکتر روحانی اعلام نمود.اعلام حمایتی که بدون شک در افزایش آرای این کاندیدای ریاست جمهوری تا بالای هیجده میلیون نفر بی تاثیر نبود!
دکتر خاتمی در پیام خود گفت که به حکم وظیفه سنگینی که نسبت به کشور و سرنوشت ملت شریف ایران دارد،رای خود را به دکتر روحانی می دهد و از همه اصلاح طلبان و تحول خواهان و خواستاران عزت و سربلندی میهن و وفاداران به مطالبات روشن ملت خواست حضور دکتر روحانی را فرصتی مناسب برای رسیدن به خواست ها و مطالبات خود بدانند.
از سوی دیگر،آیت الله هاشمی رفسنجانی نیز که دکتر روحانی را خود به حضور در عرصه انتخابات ترغیب نموده بود،ضمن جوانمردانه دانستن انصراف دکتر عارف،حمایت خود از دکتر روحانی را رسماً اعلام نمود تا کسانی که برای نجات کشور از تنگناهای موجود دل به حضور وی در کسوت ریاست جمهوری بسته بودند را به رای دادن به بدیل خود ترغیب نماید.
وقتی این اجماع و اتحاد اصلاح طلبانه و تحول خواهانه را در مقابل تشتت آرا و نرسیدن جریان اصولگرایی به کاندیدای واحد بررسی نماییم،پیروزی سیاسی جریان تحول خواه طبیعی به نظر می رسد.
آنچه کفه تحول خواهان را در این مقابله سنگین تر نمود،البته مردمانی بودند که در ابعاد مختلف سیاسی و اقتصادی و اجتماعی و فرهنگی دچار نوعی سرخوردگی،یاس و بی اطلاعی از فرجام خود در صورت ادامه مسیر فعلی شده اند و بیش و پیش از هرچیز برای تحول اوضاع خود به عرصه آمدند.
مشکل اول جامعه ایران بر اساس بیشتر نظرسنجی های رسمی و غیر رسمی در ماههای منتهی به خرداد ۹۲ مشکلات اقتصادی بوده است.با این پیش فرض،طبیعتاً باید آراء کاندیدایی که شعارها و برنامه های اقتصادی و معیشتی داشت؛یعنی دکتر محسن رضایی بر رقبا فزونی می گرفت؛اما چهارم شدن وی در عرصه انتخابات نشان داد که علیرغم وجود چنین مشکلاتی؛مردم همچنان به جریانی که از طریق تحولات سیاسی و اجتماعی حل مشکلات اقتصادی را در دستور کار دارد،بیشتر اعتماد دارند.
رای طبقه متوسط شهری که مشکلات اخیر اقتصادی،تهدید کاهش و از بین رفتن این طبقه محسوب می شد،شرایطی بوجود آورد که اختلاف کاندیدای پیروز و نفر دوم را به حدود سه برابر تعداد آراء رساند!
طبیعتا این افزایش قابل توجه ناشی از یک موج سیاسی نیز بود.موجی که احساس می کرد با رای به روحانی می توان به شعارهای مطرح شده از جانب دولت وی یعنی حل مشکلات معیشتی،تامین آزادی های فردی و تعامل صلح آمیز با جهان دست یافت.
آسیب شناسی پیروزی جریان تحول خواه
طبیعی است که به تعداد عوامل موثر در حوزه های اجتماعی،اقتصادی و سیاسی می توان موضوعات آسیب رسان به جریان تحول خواه و اصلاح طلب لیست نمود اما برخی از مهمترین این موارد،به قرار زیر قابل بررسی هستند:
صبر!جریان اصلاح و تحول چنانچه توام با صبر و حوصله نباشد،متاسفانه محکوم به شکست است.فون هایک،از نظریه پردازان مطرح،با تکیه بر اینکه تنها راه موثر اصلاح جامعه،اصلاح قواعد انتزاعی راهنمای افراد است،تاکید می کند که:”این گونه قواعد محصول سیر تکاملی آهسته ای است که مقدار تجربه و معرفتی که در آنها به کار رفته در حیطه شخصیت هیچ کس به تنهایی نمی گنجد”(۲)
لزوم صبوری و حوصله داشتن،و مشکلات ناشی از عدم رعایت این موضوع نخستین موردی است که می توان بعنوان آسیب شناسی پیروزی بدست آمده بدان توجه داشت.
نکته بعد،رعایت حقوق شهروندی است.این امر در عین اینکه یکی از شعار های دولت تدبیر و امید است،گذاری حساس نیز محسوب می شود.تی اچ مارشال؛سه نوع حق در ارتباط با رشد شهروندی تشخیص داده است.حقوق مدنی،همان حقوقی که در قانون برای فرد لحاظ شده است.حقوق سیاسی،حق رای و حق شرکت در انتخابات و البته انتخاب شدن و البته حق اظهار نظر تاثیر گذار در موضوعات سیاسی کشور.و نهایتاً نوع سوم،حقوق اجتماعی است که این حقوق به حق طبیعی هر فرد برای بهره مند شدن از یک حداقل استاندارد رفاه اقتصادی و امنیت مربوط می شود.(۳)
آنچه در بیست و چهارم خرداد بعنوان پشتوانه رای دولت تدبیر و امید ثبت گردید،مجموعه ای از انسانهایی هستند با نیازها و خواست های مشترک و در عین حال متفاوت!درخواست های مشترک این سبد رای بالای هیجده میلیون نفری،طبیعتا مسایل معیشتی،اجتماعی و البته سیاسی و بین المللی است.اما طبیعی است که این گروه کثیر دارای نیازهای مدنی احتمالاً متفاوتی نیز خواهند بود.مبحث مهم اقوام ساکن ایران،شهروندان و روستائیان و جوانان و زنان موضوعات مهمی هستند که همانگونه که در حمایت از دولت تدبیر و امید به صحنه آمدند،در صورت عدم دستیابی نسبی به اهداف می توانند به منتقدان معترض این دولت نیز تبدیل شوند.
مباحث جامعه شناسی البته قواعد خاص خود را نیز دارند که با قواعد و نتایج علوم معمولاً متفاوت است.آلن راین،معتقد است:”تردید نمی توان کرد که علوم اجتماعی بنحو اعم و شاخه های خاص آن از قبیل جامعه شناسی،علم سیاست و اقتصاد بطریق اولی،مفهوماً غامض تر و حیرت آورتر از علوم طبیعی اند.”(۴)به همین دلیل استفاده از کارشناسان در حوزه های مختلف می توان به دستیابی نسبی به اهداف امیدوار بود.بدیهی است که گروه های فشار و اربابان زر و ززور در این راه سنگ اندازی هایی خواهند نمود اما تجربیات ملی و بین المللی دو دهه گذشته،خود بهترین مدافع حرکت دولت تدبیر و امید در راه پیش رو خواهد بود.کافی است که دولت آینده ارتباط خود را از منظر پاسخگویی شفاف به افکار عمومی حفظ نماید.
سازماندهی سرمایه اجتماعی و منابع انسانی حامی دولت تدبیر و امید و در عین حال دقت در فراگیر بودن دولت و پاسخگویی حتی به کسانی که به این دولت رای نداده اند موضوع دیگری است که تاریخ نشان داده در صورت عدم توجه بدان حتی نمی توان به روال معمول هشت ساله بودن دولت های روی کار آمده امیدوار بود.
این سرمایه اجتماعی همراه به همراه گروه اجتماعی منتقد دولت در صورت نگاه دموکراتیک و علمی می توانند به تحقق شعارهای دولت تدبیر و امید کمک نموده و از سوی مقابل در صورت عدم توجه می توانند به آسیب تداوم راه دولتی که اهداف درستی را در دستور کار دارد منجر شود.
فرایند و کنش اصلاح طلبی،فرایندی زمان بر،حساس و مبتنی بر حفظ سرمایه اجتماعی است که در صورت بی توجهی به موارد آسیب رسان می تواند به دوری باطل منجر شود.

۱-کارل پوپر:اسطوره چارچوب،ترجمه علی پایا،طرح نو،صص۳۰۰-۳۰۱
۲-فون هایک:خردگرایی،ترجمه عزت الله فولادوند،راه ن،شماره۱۸،ص۱۰
۳-انتونی گیدنز:جامعه شناسی،ترجمه منوچهر صبوری،نشر نی،ص۳۴۲
۴- آلن راین:فلسفه علوم اجتماعی،ترجمه عبدالکریم سروش،صراط،ص۱۴

ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 2 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : ۲
  • نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
  • نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.

پاسخ به نادری انصراف از پاسخ دادن

عایرضا دوشنبه , ۱۰ تیر ۱۳۹۲ - ۲۲:۴۵

جناب آقای دکتر خدادادیان.با تشکر از مطلب ارزشمندتان.یکی دیگر از موارد قابل توجه این است که باید بزرگوارانی مثل شما که وقت و زندگی و اعتبار اصلاحات را در ستاد روحانی گذاشتید مواظب باشید تا دیگران از این فرصت به نفع خود استفاده نکنند.یا حق

نادری یکشنبه , ۱۶ تیر ۱۳۹۲ - ۱۷:۰۰

آقای دکتر خدادادیان
از زحمات شما در سمینار اقوام ستاد دکتر روحانی صمیمانه سپاسگزاریم.ممنون از میزبانی خوبتان و به امید موفقیت