پنج شنبه ۲۳ آذر ۹۶ - December 14, 2017

کدخبر : 1594
سه شنبه ۲۰ اسفند ۱۳۹۲ - ۸:۰۹

خشونت پرهیزی از زبان اسلحه تاملی بر کتاب”تفنگ نه دال،…”

فرشید خدادادیان*///”تفنگ نه دال،شرح زندگی و مبارازت آ علیداد خدرسرخ پهلوان نامی بختیاری”نام کتاب جدید دکتر اردشیر صالحپور،مدرس تئاتر و تاریخ هنر و پژوهشگر تاریخ بختیاری است که توسط انتشارات”راش”در یکصد و شصت صفحه و قطع رقعی به چاپ رسیده است.
در خلق و نگارش این رمان گونه ی تاریخی،اگر چه از تخیل و فانتزی استفاده شده،اما تمامی وقایع و حوادثی که از زبان تفنگ بدان اشاره می شود،واقعیت تاریخی دارند.
“تفنگ نه دال،…”داستان اسلحه ای است که بنا به گزارش نویسنده حدود دویست سال قدمت دارد.لقب”نه دال”،اشاره به شکار نه عدد دال(=لاشخور)با یک شلیک این تفنگ سرپر دارد که پس از آنکه آ(=آقا)علیداد خدرسرخ،مالک این تفنگ موفق بدان شد،از آن پس به این نام خوانده شده است.
“علیداد”،از پهلوانان نامی بختیاری است که شرح رشادتها و جنگاوری های او در میان قوم زاگرس نشین بختیاری مشهور و کنش او و حکایتهای پیرامون او،اسب،اسلحه و نحوه ی مرگش که قتلی ناجوانمردانه بوده،تداعی کننده روایت های اساطیری در فرهنگ دیر پای پارسی است.
روایت های”علیداد”در ترانه های فولکلوریک بختیاری ثبت شده است.روایت هایی که نویسنده تحت عنوان”تاریخ ترانه ها”از آنها یاد می کند و می نویسد:”…بختیاری به رغم دیرینگی،اگر چه تاریخ مکتوب چندانی از او باقی نمانده،اما می توان به همین”تاریخ ترانه ها”بعنوان حافظه ی موسیقیایی و شفاهی ایل اکتفا کرد و از لابلای اشعار به حقایق و حواشی و انگیزه ها و مسایل مبتلا به،پی برد.(از متن کتاب/ص۱۵۶)
با چنین رویکردی،کتاب از زبان تفنگی که در جنگ ها و نزاع های مختلف بختیاری ها حضور داشته به موضوع منازعه طولانی بین دو شاخه هفت لنگ و چهار لنگ(دو تقسیم بندی تاریخی طوایف مختلف ایل بختیاری)اشاره دارد.
آغاز اختلاف بین دو طایفه”دورکی”و”بهداروند”،از شاخه های هفت لنگ و چهار لنگ از زمان حکومت قاجار ریشه داشت.
حبیب الله خان دو رکی و اسد خان بهداروند،بعنوان گروگان در تهران تحت نظر بودند.با آمدن ژنرال گاردان به دربار فتحعلی شاه و برنامه ساخت توپ توسط این کارشناس فرانسوی،مقرر می شود که از جنگلهای بلوط سرزمین بختیاری بعنوان سوخت کارگاههای ذوب و ریخته گری استفاده شود.فتحعلی شاه دو سردار شورشی را به شرط تامین ذغال آزاد می کند.آنها به سرزمین بختیاری در کوههای زاگرس می روند.اسدخان بهداروند از انجام تعهد سرباز می زند.اما حبیب الله خان دورکی سیاست بخرج داده و قصور حمل ذغال راطی گزارشی به تهران متوجه اسدخان بهداروند می کند.با دستور پادشاه،حاکم اصفهان،حبیب الله خان را مامور جلب و تحویل اسدخان بهداروند می کند و جنگ کلنگچی(که نام یکی از ارتفاعات سلسله جبال بختیاری و زردکوه است)صحنه جدال هفت لنگ ها و چهارلنگ ها می شود.جدالی که سالیان متمادی ادامه داشته و در عرصه های مختلف خود را نشان داده است!
نگاه کتاب”تفنگ نه دال،…”و نقد این نزاع درون قومی از زبان تفنگ،موضوعی بدیع و جدید در بین آثار منتشر شده در حوزه تاریخ و فرهنگ بختیاری است.نقد”خود”،موضوعی مهم در گسترش تفکر خشونت پرهیز و شایسته توجه ویژه است.
مارک گوپن مدیر مرکز مطالعات ادیان و اقلیت های دانشگاه جورج میسون در مقاله”پل هایی بر شکافی تحمل پذیر”؛ناتوانی در نقد”خود”را یکی از بزرگترین مانع ها در دستیابی به صلح می داند و خود اندیشی را رکنی مهم در مسیر دستیابی به صلح پایدار معرفی می کند. (گوپن/CRDC)
در کتاب”تفنگ نه دال،…”این خود اندیشی که از زبان تفنگ البته ناظر بر افراد است،چنین آمده:”…آیا براستی این ما تفنگ ها هستیم که موجب این همه کشت و کشتار سهمناک و برادرکشی های بی رحمانه می شویم!آیا این ما هستیم که این همه زورق به خون می رانیم و تا حلقه رکاب ها،اسب ها را به خون می نشانیم”(از متن کتاب/ص۴۱)
پاسخ این خود اندیشی،چندسطر بعد داده می شود:”…انسان زخم پذیر تیر قدرت طلبی هاست و از خوی و خلصت آن فاجعه روی می دهد…جنگ افروزها این را به ما تفنگ ها و تقدیر حوالت می دهند،ولی من فکر می کنم هر چه هست زیر سر خود آنهاست.قدرت در قلمروی تیره ی ذهن بشر جای دارد و نتیجه اش سیاهی و تباهی است.”(از متن کتاب/ص۴۲)
این نکته از کتاب را می توان با بخشی از منشور یونسکو قابل تطبیق دانست که می گوید:”خشونت از اذهان مردم شروع می شود”
سیاهی و تباهی ذهن بشری بوده که آسمان اندیکا(منطقه قشلاقی در سرزمین بختیاری که حوادث کتاب در آنجا رخ داده است)را به تعبیر کتاب به رنگ خون در می آورد و کتاب”تفنگ نه دال،…”نقدی است بر تمامی این تاریخ خونبار و تاسف برانگیز.
“زبان تفنگ همیشه آتش نیست!”جمله آغازین کتاب است که تکلیف خواننده را روشن می کند و چشم اندازی جدید پیش روی خواننده می گشاید.چشم اندازی که اتفاقاً برای جامعه امروز اقوام می تواند راه و روشی جدید باشد.راه و روش خشونت پرهیز که در کنش های فردی و اجتماعی بسیار بدان محتاجیم.
دکتر مایکل نگلر از نظریه پردازان و فعالان صلح در مقاله”مسیر بی خشونت به سوی تفاهم اجتماعی”می گوید:”بیشتر ما خشونت پرهیزی را تنها با انقلاب و جنبش های شورشی و خیزش ها مرتبط می دانیم و البته در سال های گذشته این جنبش ها کارنامه ی چشمگیری داشته است.اما باید آگاه باشیم که خشونت پرهیزی در هر رابطه ی قابل تصوری بکار بسته می شود.خشونت پرهیزی باید به طور مرتب ولی بی صدا تا میزان زیادی در اکثر رابطه های انسانی مورد استفاده قرار گیرد.”(نگلر/CRDC)
تفنگ آ علیداد بختیاری،که سالیان متمادی بر دوش این جنگاور پرآوازه مناطق مختلف کوهستان زاگرس را درنوردیده و در نزاع های مختلف شرکت کرده در روایتی آنیمیسمی،خود به بزرگترین مخالف جنگ و نزاع تبدیل شده و هرگونه درگیری،جدال،کشتار و خونرویزی،خیانت و از بین بردن هر موجود زنده ای را ناپسند و قربانی کردن عشق را نکوهش می کند.
جنگاوری،صفتی غرور آفرین درمیان اقوام مختلف در کوهپایه های زاگرس است،اما تفنگ نه دال می گوید:”این جنگ ها نیستند که منزلت انسانها را تعیین می کنند،بلکه این عشق و عطوفت است که به انسان هویت و معنا می بخشد.”(از متن کتاب/ص۵۹)
عشق،بهانه زندگی است و نکوهش از بین بردن زندگی در کتاب،انسان را به یاد جمله معروف “ژاک لوسیران”،از مبارزان انقلاب فرانسه می اندازد که گفت:”خدا زندگی است و چیزی که زندگی را مورد خشونت قرار دهد بر ضد خدا است”(خشونت پرهیزی چیست/CRDC/ص۱)
بدون شک،خشونت مردان در منازعات قومی بیش از همه بر زنان و کودکان تاثیری ویرانگر دارد.”خون بس”رسمی در بین اقوام زاگرس است که هرچند تلاشی برای پایان دادن به جدال بین دو فامیل یا دو خانواده است.اما اینکه دختری از خانواده قاتل به ازدواج مردی از خانواده مقتول در بیاید،آسیب شناسی خاص خود را از منظر حقوق زنان نیز خواهد داشت که یکی از موارد بسیار مهم در تفکر خشونت پرهیز است.
دکتر صالحپور با نگرشی خشونت پرهیزانه و آسیب شناسانه،به این موضوع نیز توجه داشته و از زبان تفنگ علیداد می نویسد:”…در جنگ ها دو کس بیش از همه آسیب می بینند.نخست زنان و دوم کودکان.هرچند مردان هم در ایل گویی برای مردن پروار می شوند.عشق قربانی تفنگ ها و جنگ ها می شود و زنان یا ناشتای گرگ می شوند و یا شام کفتار.صلح در پشت گورستان خفته بود و در قلمرو کوچکش قربانی تقاص ها و انتقام ها می شد.حتی وصلت ها و پیوند ها و خون بس ها ناکارآمد بود و مانع از خونریزی ها نمی شد و در این میان هر عشقی طلوع نکرده چه زود به غروب می نشست”(از متن کتاب/ص۵۹)
نگاه صالحپور به موضوع خشونت و ضرورت خشونت پرهیزی،نقد موضوعی است که نگاه قالب بر آن از سوی دو طرف هفت لنگ و چهار لنگ طی حدود دویست سال،مبتنی بر منافع فردی و خانوادگی بوده و بسیاری حتی در روزگار معاصر نیز به میزان سهم نیاکان خود در این جدالها،بدان مفتخر هستند!
روایت از زبان تفنگ،با قتل صاحبش در یک میهمانی بدست میزبان!؟و با اشاره به بغض و گریه بر منازعه و خشونت به پایان می رسد؛”قطرات باران بر گونه های آعلیداد می افتاد و آسمان اندیکا همچنان بغض آلود و گریان بود…و یادش برای همیشه به ترانه می نشست…”(از متن کتاب/ص۱۴۶)
کتاب جدید صالحپور از جنبه های مختلف قابل نقد و بررسی است.عدم توضیح کافی پیرامون شخصیت ها و رویداد ها ممکن است دایره ی خوانندگان این کتاب را که بتوانند با متن کتاب رابطه عمیق ذهنی برقرار کنند،به بختیاری ها و آشنایان با فرهنگ و تاریخ بختیاری محدود نماید،اما نگاه خشونت پرهیز و صلح آور نویسنده،نگاهی بدیع،شایسته تامل و درخور تکرار در دیگر آثار مرتبط با قوم بختیاری و تاریخ حماسی این قوم است.

CRDC=Center for word Religions,Diplomacy and Confict Resolution

* دانش آموخته ی مدرسه ایرانی حل منازعه و حقوق اقلیت ها در دانشگاه جورج میسون

Print Friendly
برچسب ها :

نظرات بسته شده است.